- دوشنبه ۲۳ دی ۰۴
- ۱۵:۰۷
خسته ام چون دیشبم برای بار هزارم خواب جنگ و بمب دیدم و وقتی بیدار شدم گریه کردم و الان حتی صفرم نیستم منفی هزارم:")
به این فکر میکنم که الان از وقتشم دیگه گذشته و باید بین فلوکستین و آسنترا یه انتخابی بکنم و با یه روانپزشکی حرف بزنم؟
بعد حس میکنم حالتم به پنیک اتک نزدیک تره و یادم میوفته تو سریالی که قبل ازینکه نت قطع بشه دانلود کرده بودم کاراکتر زاناکس خورده...زانکس چیه؟نمیدونم و سرچم نمیتونم بکنم...
فردا میخوام برم دندون پزشکی و دلم نمیخواد! از دندون پزشکی خاطرات بد دارم...
اما باید انجامش بدم چون فکر میکنم دنیا داره یه قضیه رو واسم تکرار میکنه تا بالاخره درس بگیرم و درسشم اینه که باید پا پس نکشم؟پس تو این مرحله بازی با هر وضعی شده کشون کشون باید برم جلو؟
یا شایدم اینا یه جور امیدواریه برای اینکه به طور کامل دچار فروپاشی نشم؟چونکه اگر واقع گرا باشیم و قبلا سوار هواپیما شده باشیم میتونیم بفهمیم که چقدر کوچیک و خوردیم و الان دنیا فقط لنگ من و درس دادن به منه؟من که فکر نمیکنم!!ولی یحتمل تلاش برای ثابت کردن خودت به دنیا روش سالم تریه تو این دورانه!!
- ۵۵