- دوشنبه ۳۰ دی ۰۴
- ۰۱:۵۶
امروز روز موعود بود و رفتم دندون پزشکی...
اولش دکتر لیدوکائین موضعی زد رو دندونم و من فریک زدم که همین؟؟ و بعدش دو عدد آمپول بی حسی هم زد و
شروع شد...
جدا طاقت فرسا بود و به هیچکسی توصیه اش نمیکنم:")
اسم دستگاه هارو نمیدونم اما یه سری کوچیک تر ویژ ویژی بود که هیچ مشکلی باهاش نداشتم اما یه سری بود که
گویی با دریل دارن فک بالای من رو سوراخ میکنن و هر لحظه ممکنه تا عمق مغزم نفوذ کنه صداش و حسش...!
وسطاش ناله کردم که نه نمیخوام ولم کنید من این سری بزرگه رو نیستم که موفق نشدم:)) بعدش در یک عمل ناگهانی
دکتر دندون کناریم رو هم تراشید و گفت سورپرایززز اینم درست میکنیم و با همون دریل افتاد به جونش!
من هم از همون ابتدا دست منشی رو سفت چسبیده بودم و ول نمیکردم=))))))
بعد یه چسبی ریخت توی دندون و بعد کامپوزیت رو زد که نمیدونم چرا چسب زد و فریک زدم اصلا درست بود؟(بدون ذره ای دانش کار دکتر رو زیر سوال میبرم...ها ها)
وقتی هم اومدیم خونه دهنم کج شده بود:)))))) و تا اثر بی حسی بره مجبور بودم با دست دهنمو صاف کنم و بعدش
هم دندونم درد میکرد و هنوزم درد میکنه و به نظر مامانم طبیعیه و بچگیام شجاع تر بودم...!!
عامم از ظهر هم که برگشتم خونه هی نق زدم و ناله کردم و به دوستمم زنگ زدم نق زدم^_^
پ ن:
اون چسبه که زد یه مقدارش روی دندونمم انگاری بود یه ماده تقریبا بی رنگ که کنده هم شد و جدا منو یاد لاک
بی رنگ ژلیش میندازه...
پ ن ۲:
میبینم که گوگل باز شده...یه آن واتس آپ هم شیرش باز شد نوتیف اومد ولی باز بسته شد و تونستم ببینم پوریا
(داداشم) پیام داده و اینجوری شدم که شاید واقعا یکم بهم اهمیت میده و دوستم داره؟چون وقتی تماس ها برقرار شد
از داخل نمیدونستم بهش زنگ بزنم یا اصلا براش فرق میکنه یا نه....
پ ن ۳:
دکتر برای پر کردگی دوم سورپرایزی پول نگرفت:"))
- ۶۲