- دوشنبه ۷ بهمن ۰۴
- ۰۳:۲۱
خیلی شالاخته میخوام بگم چی شد تا بیام بعدا مرتب و تروتمیز بگم:))
شنبه ای میخواستم از کوکی باکس کیک بگیرم برای یک شنبه که نداشت ۲۴ سانتیشو یه اپیزود گریه کردم و سردرد گرفتم! کیک فروشی محبوب خودمم بهش زنگ زدم گفت واسه کی میخوای گفتم فردا خندید گفت نه:")
گل سفارش دادم و خریدم و بعد ازظهر دوستم زنگ زد گفتم میای بریم کیک بخریم؟ساعت ۷ بعدازظهر رفتیم نه برگشتیم با یه کیک تیپیکال قهوه ای:دی
صبحش موهامو با بیگودی فومی بستم(که کاش اسکرانچ میکردم و با سشوار خشک میکردم چون فر هاش همون شد)
سایه زدم که بنظرم بهترین سایه عمرم رو زدم با تشکر از خانوم سارینا فتحی که قبل قطع شدن نت ازش یاد گرفتم چطور سایه لک نشه...
دوستم اومد مث پارسال بادکنک باد کرد واسم و ناهار پیتزا خوردیم و بعدش عکس گرفتیم و واسه اولین بار از عکسام راضیم حتی اونایی که خراب شدن به طرز مسخره ای کیوت و خنده دارن=)
بعدش دوست مامانم و یکی از دوستام رفتن و اون یکی دوستم موند حرف زدیم اشکی شدیم گاسیپ کردیم و دنیارو زیر سوال بردیم؛ شام هم موند و قبل شام بالاخره با اهنگ come on Eileen رقصیدیم دوتایی و شام خوردیم و ساعت یک رفت خونشون:"(
دوستم واسم کتاب اسپایسی تخیلی انگلیسی خریده و ایت واز سو سو سو فاکینگ کیوت همه چیز!
پ ن:
از جنگ میتلسم:")
پ ن:
آلبوم آوردیم عکس پسر مهدکودکی رو گیر آوردیم با دوستم دیدیم شاید بزارمش اینجا=)))
- ۲۰